تبلیغات
پنــــجــــــــــره ی"مـــن"

یک پنجره برای من کافیست.

 
 
آغازی به سوی تسنیم!(پست ثابت)
نظرات |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به همه ی دوستان عزیزی که این وبلاگ رومیخونن

اگر دیدیدوبلاگم براتون هیچ مفیدنیست سریع پنجره منوببندین،دیگه نمیخوام حق الناس رودوشم باشه

کپی کردن مانعی نداره

هرکس دوست داره لینکم کنه...بامعرفتا لینک میشن


اگرپستی منبع نداشت مال خودمه

ان شالله بتونیم درکنارهم این وبلاگ رواز93تا همیشه پابرجانگه داریم

اللهم صلّ علی محمّدوآل محمّدوعجّل فرجهم

التماس دعا




مرتبط با : ثابت نوشت
نویسنده : من
تاریخ : جمعه 1 فروردین 1393
زمان : 12:00 ق.ظ
مرجع!عالی قدر!سید!صادق!شیرازی...
نظرات | ادامه مطلب





کسی هست که از این آقا بدش نیاد؟!کسی هست که این آقارو نشناسه؟!کسی هست بخواد به چرت وپرتای این آقا بها بده؟!
اگه نمیشناسین شاهکار های آقو!سِید رو! ادامه مطلب نمونه کارهاشون هست!
باطل وحق رو باهم قاطی میکنن معلوم نیس چی بخوردمون میدن...بشناسیم تفرقه افکن هارو...بشناسیم و ازشون بیزار باشیم...
نمیدونم چرا گریم میگیره این همه کج فهمی هارو می بینم...

آخرالزمانِ دیگه...کم کم باید خودمون رو آماده کنیم واسه ظهور مولا صاحب الزمان... حواسمون هست ما بچه شیعه ها که نشونه های ظهور اکثرا اتفاق افتادن؟حواسمون هست وقت کمی داریم؟چرا فرصت رو از دست بدیم...چرا؟


نظراتتون رو بگیـــــــــــــــد مطمئن شم کسی از این آقو!خوشش نمیاد


مرتبط با : باهم نوشت
برچسب ها : سید صادق شیرازی.صادق شیرازی.ی.مرجع تقلید.اهل سنت.شیعه.شیعه انگلیسی.تشیع انگلیسی.تفرقه افکن.نفاق.آدم بدها.تشیع آمریکایی.مخالفان نظام.عملکرد سیدصادق شیرازی-
نویسنده : من
تاریخ : چهارشنبه 17 تیر 1394
زمان : 08:58 ب.ظ
رها کن گل های قالی را
نظرات | ادامه مطلب

 مخاطب خاص این نوشته همه ما وبلاگ نویسان هستیم.آری خود ما!

ما دیندارانی که از تمام اعتقادات و باورهای مقدسمان در وبلاگمان، نوشته هامان تنها خلاصه می شود در چند حالت نوستالوژیک مذهبی.
نکته تأسف برانگیز ماجرا این است که ما در این میان، همچنان یا دلتنگ مشهد الرضا و کربلا هستیم، یا از زیارت بازگشته ایم. تمام مظاهر دین و دغدغه دینی امروز در اکثر وبلاگ های ما و دوستان مذهبی ما همین شده است.

من و تو موضع همیشگی مان در قبال سرنوشت کشور و انقلاب و دین و حوادث گوناگون، تنها سکوت بوده است.من و تو سنگ حسین را به سینه می زنیم، اما «حسین» مثل ما بی تفاوت نبود. حسین ژست «از سیاست متنفرم» نمی گرفت!حسین دنبال حکومت نبود، اما با دغدغه های سیاسی- اسلامی اش، عازم کربلا شد. خجالت دارد اینکه آدمی بعد از بروز ده ها و بل صدها حادثه دلخراش، زل بزند به چشم مخاطب و با بی تفاوتی از شبنم نشسته روی گلبرگ گل های قالی روایت کند. این همان سرطان بدخیم و مُسری «بی تفاوتی» است که هر روز گریبان خیل کثیری از ما را در دنیای حقیقی و فضای مجازی می گیرد.

حالا دلیل تلخی غروب جمعه ها را می خواهید بدانید؟ تا ما سرطانی باشیم، همواره در عصر غیبت کبری به سر می بریم.
هیچ می دانی چرا ظهور مهدی فاطمه این همه سال به درازا کشیده است؟ چرا که اگر امروز تمام آرشیو نوشته های چندین ساله وبلاگ بسیاری از ما را زیر و رو کنند، یک نوشته کافی و وافی هم پیدا نمی شود که به دفاع از حق پرداخته و یا از دغدغه های دینی و سیاسی امروز نوشته باشیم! فکر و عمل ما عاشورایی نیست. گاهی بیان حق و دفاع از حقیقت نیاز به مهارت و بینش آنچنانی و یا سن و سال بالا ندارد، در کربلا قاسم و عبدالله سن و سالی نداشتند اما در راه دفاع از حق، کوتاهی نکردند.


"من" نوشت:حتما این مطلب رو کامل بخونید...حتی شده قسمتی ازش رو یه روز وقسمتی دیگه رو روز بعد...ارزشِ خوندن وتامل داره...




مرتبط با : باهم نوشت
برچسب ها : وبلاگ نویسان مذهبی-راه وروش وبلاگ نویسی مذهبی-وبلاگ نویسی برای رضای خدا-جنگ نرم در اینترنت-جنگ نرم-اصول وبلاگ نویسی مذهبی-ولایت-
نویسنده : من
تاریخ : پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394
زمان : 02:12 ق.ظ
چادرِ من
نظرات |

این همه از حجاب گفتیم،بگذار این دفعه از چادر بگوییم.همین چادری را که خیلی ها سر می کنند،حال به هر بهانه ای خدا داند!یکی می گوید چون مد شده است،دیگری چون مشکی به صورت سفیدم می آید،آن یکی چون دوست پسرم گفته است!

می خواهم از همین چادر بگویم که در میان این همه بهانه وافکار گوناگون غریب مانده است.همین چادری که به قول دکتر شریعتی تیپ خاص است درحالی که اصل آن است که تفکرِخاص باشد.راستی آیا تا به حال فکرکرده ای که چادر معرف تفکرخاص باشد؟یک تفکرِ واحد؟نه هزار بهانه نه هزار تیپ...



می خواهم این بار،میانِ این همه حرف ها وتشویق های عامیانه ی حجاب وچادر(همان جمله های چادر خیلی بهت میادو...)چادر را آن گونه که باید باشد تبلیغ کنم،برای قشر روشنفکر،برای تو...

جبرِ زمان و دستِ دستگاه،زن را از آنچه "هست"دور می سازند وهمه ی ارزش های قدیمی اش را می گیرند تا از او موجودی بسازند که "می خواهند" و"می سازند" ومی بینیم که "ساخته اند"! زن،شریعتی

من این گونه به تمام حرف های دکتر در ذهنم نتیجه می بخشم:

وچادر با تمام وجود در مقابل این جبرِ زمان ایستاده،هنوز ایستاده.می پرسید چرا؟همین گونه که یک زن،یک بانوی چادری با چادرش در مقابل تمام این جبر،این تحمیل عقاید وپوشش،این کلمه ی تحقیرآمیز "مُد"می ایستد.

یک زن با چادرش به تمام این دستگاه های تحمیل کننده می فهماند:من تعیین می کنم معیار هارا،من با همین عقیده ام باهمین ایدئولوژی منحصر به خودم.

آیا فکر می کنند نمی دانیم این دستگاه های تحمیل کننده هنوز هم مارا استثمار می کنند فقط با همین یک کلمه"مُد"! چرا باید همه ی چشم ها به دهان یک بیگانه یک "خارجی"دوخته شود تا بگوید این مدل،این رنگ،این مارک مدِ امسال است وبرای دیدن آن به مجله ی فلان وشرکت وفروشگاه بهمان در آن کشور همیشه "بیگانه"سر بزنید.آیا این استثمار نیست؟خودمانی بگویم آیا هنوز هم به این روش کاملا شیک ما را تیغ نمی زنند؟

آیا"نفت" مارا نمی برند وبه جایش "کلاه فرنگی"نمی دهند؟

زن، تو با چادرت به همه ی آن ها نشان بده که "مُد" را تو تعیین می کنی،تو می گویی برازنده چیست،رنگ چیست، توبه همه آن "بیگانه ها"بگو...

گاهی نیز به "بیگانه های داخلی"نیز بگو که تمام زنانِ روشنفکر جامعه ات می دانند مانتوی پرچم ایران با ساپورت سفید  لباسِ اسلامی نیست،معرف ایدئولوژی های ماهم نیست.

+1:این مطلب نتیجه ی ذهن خودم بود،اگر ایرادی داره کاملا دوستانه!نقد کنید

+2:این پست تنها یگ گوشه از تبلیغ حجاب به سبک من بود چون طولانی می شد ترجیح دادم چند تا پست بشه...

+3:دوستان عزیز ممنون میشم هر کلیپ یا فیلمی که از نظرتون جالب و مفیدِ بهم معرفی کنید وآدرس شو بدید



مرتبط با : "من"نوشت دخترونه نوشت
برچسب ها : حجاب-حجاب برای روشنفکر ها-روشنفکر-روشنفکر ها-چادر-تفکرخاص-چادرو تفکر خاص-
نویسنده : من
تاریخ : یکشنبه 6 اردیبهشت 1394
زمان : 10:29 ب.ظ
گناه نکنیم...
نظرات |


جدی نوشت:
مامسلمانیم.
ومسلمان بودن فقط یک شعارنیست،یک ایدولوژی ویک عقیده هم نیست،مسلمان همه ی این هاهست وهمه ی این هامسلمان نیست.مسلمان گره خورده باعمل است
ومامسلمانیم،اماعمل میکنیم؟


ما مسلمونا خیلی چیزهاروفراموش کردیم خیلی چیزها
وحتی خیلی چیزهارواصلا تابحال ندیدیم
ما ندیدیم توی دنیاچه خبره،سرمونو کردیم زیربرف!ندیدیم 800هزارنفرتوی میانمار فقط به جرم مسلمون بودن قتل عام میشن اون هم ازطرف دولت شون!(عکسهای خیلی دردناکی ازاین جنایت وجود داره،تصویر خانومی که...خیلی دردناک بود خیلی طوری که من توی خونه نشستم وعکسارومیدیدم احساس نا امنی کردم!جاش نبود توی سایت بزارم سرچ کنین...)


ما ازفلسطین هیچی نمیدونیم،فقط یادگرفتیم بریم راهپیمایی فقط شعار که خیلی ها حتی زحمت همین کار روهم به خودشون نمیدن...مادرک نکردیم غم مسلمونای فلسطین رو،ناامنی شون رو


مامسئله حجاب رو ساده فرض کردیم...گفتیم خدامیبخشه...گفتیم گناه کبیره نیست...گفتیم(نعوذبالله)خدا انقدربیکاره بیادبخاطر4تارموماروعذاب بده...مانفهمیدیم با بی حجابی مون چه چیزهایی رولگدمال کردیم...اول ازهمه پاگذاشتیم روحرف خدا...بعدقرآن روتکه تکه کردیم...بعد پوزخند زدیم به چادرحضرت زهرا(س)...بعد به خون شهدا مون گفتیم نمیرفتین بهتربود...بعد به نظام سرمایه داری گفتیم بپربغل عمو!
مانفهمیدیم




ما حتی زحمت ندادیم درموردشیوه ی امربه معروف مطالعه کنیم،ماخیلی راحت باعث دین زدگی وعقده ی جوونامون شدیم...خواسته یاناخواسته...گناهه...





ما سنت قشنگ ازدواج رو با روابط آزاد جابجاکردیم...خیلی بهتره هروقت دلمونو زد عوضش میکنیم...فقط اینجا نشنیدیدم صدای شکستن چیزی رو...فدای دلت یا صاحب الزمان...


 

ما مسلمونیم وغیبت میکنیم...هرکس میخنده شادنیست...حدیث داریم اینومیگه...
مسلمون+غیبت=نمیشه






ما مسلمونیم ولی اسما،دین مون بهمون ارث رسیده!شدیم عین همون عربای جاهلیت که میگفتن مابردین پدرانمانیم!ما با اون ها واقعا چه فرقی میکنیم؟
چرا؟ازتومی پرسم ای مسلمون چرا؟چرا عمل نمیکنی؟چرافقط یه اسمی؟یه موجود پوچ؟یه طبل توخالی؟

فکرمیکنم،مدت هاست دارم فکرمیکنم،چرا امام زمان(عج)نمیاد؟چرا؟هنوزهمون قصه ی313نفر؟یعنی واقعا امیدی هست که هنوز313نفرپیدابشن؟توی جامعه ای که روزبه روز داره بیشترفرومیره توی گرداب تباهی؟

میگیم یا صاحب الزمان توی گرمای تابستون این همه آدم اومدن جمکران،حضرت میگه:به والله اینا واسه خودشون اومدن...یکی شون واسه من نیومده...یکی شون منو نمیخواد...
ای وااااااااااای من...ای وااااااااااای که هیچ کاری نکردیم واسه اومدن صاحب الزمان،نه تنهاهیچ کاری نکردیم دلشونو هم شکستیم،اشک شونوهم درآوردیم...

می پرسین چی کارکنیم؟


میگم:گناه نکنیم...


هیچ گناهی حتی از کوچکترین گناه ها.یه لیست بگیریم عین لیست خرید...جاهایی که معمولا پاهامون لیزمیخوره روبنویسیم ونذاریم دیگه گناه کنیم...بخدا ارزششو داره...لبخند صاحب الزمان ارزششو داره...

_______________________________________________________

هرکس این پست رو نخونده نظربذاره ازدستش ناراحت میشم،نخوندی نظرهم نذار...




مرتبط با : غریب نوشت
برچسب ها : غریب نوشت-امام زمان-حضرت مهدی-غربت مهدی-مسلمان-میانمار-مسلمانان میانمار-
نویسنده : من
تاریخ : یکشنبه 16 فروردین 1394
زمان : 01:40 ب.ظ
بی بیِ بی حرم،قبرت کجاست مادر...
نظرات |



کـاش روزی بنویسند به بـقـیـع،یک فراخوان کمک،طرح احداث ضـریـح...

کــاش روزی بنویسند به بـقـیـع،کارگران مشغولند، کار احداث ضـــریـــح...

کـاش روزی بنویسند به بقیع، مـهدی فاطمه(عج) آید به تماشای ضـریح...

کـاش روزی بنویسند به بقـیـع،فلش راهنما، مرقـد زهــرای(س) شفیــع...

دعـای امسال ما: الـلـهم عـجل لولیک الـفـرج ...


منبع : افسران جنگ نرم

"من"نوشت:

شاید دلیل نیامدنت این باشدآقا،شایدبه همین خاطراست که دعاهایم مستجاب نمیشود
چون همش میگویم:خدایا فرج آقایمان را برسان

وشایدشما...آقای منِ گناهکارنیستی...
باشدولی...
خدایا فرج آقایشان رابرسان...


پ.ن:بیاین ازاین فرصت عاشقی که بهمون داده شده خوب استفاده کنیم...بیاین...فاطمیه...برای فاطمه(س)...عاشقی کنیم...بیاین قول بدیم...تا منتقم(عج)میاد...فاطمی وار زندگی کنیم...

غریب نوشت:


پیامبر(ص)که شهید شدند،گریه میکرد،زیاد.مردم مدینه گفتند:أه علی،به فاطمه بگو یا روز گریه کندیاشب.علی(ع)خارج ازمدینه نزدیک بقیع جایی برایش درست کردبه نام بیت الاحزان
.
.
.
شهیدکه شد،گریه کردند،کم.مردم مدینه گفتند:دخترپیامبرمان بود،تشییع جنازه اش که نبودیم لااقل بگوییدقبرش کجاست؟!

منبع:کتاب مادرآفتاب




مرتبط با : غریب نوشت
برچسب ها : شهادت حضرت فاطمه(س)-شهادت حضرت زهرا(س)-دهه فاطمیه-ایام فاطمیه-فاطمیه-شهادت-بقیع-
نویسنده : من
تاریخ : دوشنبه 3 فروردین 1394
زمان : 06:28 ب.ظ
شهیدعلی خلیلی از زبان خودشهیدعلی خلیلی
نظرات |

برای دیدن آخرین گفت وگوباشهیدعلی خلیلی اینجا کلیک کنید


"من"نوشت:

دلم گرفت،دلم گرفت ازنماندن ورفتن کسی که مردانگی را ازیادنبرد درهیاهوی این دنیای کثیف که همه خنجرتیزکرده اندتا آخرین ذره های مردانگی را ازبین برند...
دلم گرفت...دلم گرفت ازآن علی ای که دیگرنیست...دلم گرفت ازآن لب هایی که دیگربه این زندگی فانی نمی خندد...
دلم گرفت ازداغ دل مادرعلی...

برای من وامثال من که تشنه ی مردانگی هستیم همین جمله ی شهید علی خلیلی کافیه:

من این کارمو امربه معروف ونهی ازمنکرنمیگم،من این کارمو واسه دفاع ازناموسم انجام دادم ودفاع ازناموس واجبه توی هرشرایطی...

خوشحالم شهید،خیلی خوشحالم که مرا وهمه ی دختران این سرزمین را ناموس خود خواندی...
کاش می بودی وکاش مثل تودراین سرزمین هنوزهم باشد...

پ.ن:حتما فیلم شهید روببینین،خیلی مطلب خوندم درمورد شهید ولی این فیلم از زبون خودشون اشک مودرآورد...

داداش علی!واسه منم دعاکن...واسه همه مون دعا کن...


مرتبط با : "من"نوشت غریب نوشت
برچسب ها : شهید-شهیدعلی خلیلی-علی خلیلی-امربه معروف-نهی ازمنکر-دفاع ازناموس-شهادت-
نویسنده : من
تاریخ : دوشنبه 3 فروردین 1394
زمان : 01:00 ب.ظ
یامقلّب القلوب
نظرات |

هو المعشوق

مُقَلّب القُلوبِ من، چهره‌ی همچو ماه توست
مُدَبّر الّیل دلم، زلف چو شب سیاه توست
تو ای مسافر غریب حَوّل این دل مرا
قلب تمام عاشقان منتظر نگاه توست

سلام به همه ی دوستان مجازی
اول ازهمه عیـدتون مباااااااااارک

94 مبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارکــــــــــــــــــــ

این وبلاگ قراره تاهمیشه باشه واینوبدونین اگه شمادوستای گلم نباشین این وبلاگم دووم نمیاره

norouz-fatemiyeh

نوروزتون فاطمی...



مرتبط با : "من"نوشت
برچسب ها : نوروز-عید-عیدنوروز-هفت سین-سفره هفت سین-فاطمیه-نوروزوفاطمیه-
نویسنده : من
تاریخ : شنبه 1 فروردین 1394
زمان : 01:50 ق.ظ
letter4you
نظرات |




Message of ayatollah seyyed Ali Khamenei Leader of The Islamic Republic of Iran To the Youth in Europe and North America **
2015/21/01 •


To read the whole message Refer to the following address:

مرتبط با : ثابت نوشت
برچسب ها : .iran ..islam.khamenei_ir .khamenei.america .American.belarus.bangkok .canada .denmark .Colorado.california .california .Australia .chile.a #france .paris.germany.spanish .spanish .finland .hungary.kingdom .usa .ukrain.lithuania .letter4u-
نویسنده : من
تاریخ : یکشنبه 19 بهمن 1393
زمان : 09:40 ب.ظ
غروبـــــــــــــــــ هویزه ــــ
نظرات |

"من"نوشت:

کاش میشد حتی درخواب ببینم دوباره،هویزه وغروب وخاکیِ مزار شهدا را...

نمیدونم از کدومش شروع کنم...بگم کدومش بهتر بود...اصلا مگه میشه مقایسه

 کرد...یه طرف شهر نور بود ویه طرف دریای نور...یه طرف عشقِ نور بود ویه طرف...یه

طرف خودِ نـــــــــــــــــور



بیا از اول شروع کنیم قصه رو...از اون جایی که "من"قدم گذاشت رو خاک

بهشت...شلمچه....حسرت ندیدنش یه عمری رو دلم بود...حق داشتم...حق داشتم

ندیده دلتنگش باشم...شلمچه شهرنور بود...ظاهرا ساده بود اما...چشم هات رو که

 می بستی و بو می کشیدی...حالِ دلت رو خوب می کرد...نوای ملایم و پرچم های

عزا...ضریح نی ای ساده و بی ریا...زیارت امین الله...کاش تبدیل به نوستالژی نشند


http://ostantehran.basijasatid.ir/sites/default/files/193.jpg?1338579267

گوش دادن به زمزمه ی موج هایی که گذر کردن از حوالی های عشــــــــق...مسلما

صفایی داره خواستنی...تو خودم بودم و فکر می کردم...یعنی این آبـــــــــ از همون

جایی میگذره که دست سقــــا(ع) افتاده؟...چه خواستنِ عجیبی تو دلمِ...بودن

 تو جایی که دست سقا افتاد...دریای نور و هشت شهیدگمنامش...همون هایی که

حاجت میدن...تو یادوقلبم هستین...تاهمیـــــــــشه...حاجتِ من یادتون نره...



از هویزه چی بگم که هرچی بگم کم گفتم...مجنـــــــــونشم...حسِ غریبِ غروبِ

 هویزه رو با تموم وجودم حس کردم...رنگِ خاکیِ مقدس مزارها تا همیشه برام یادآور

 قشنگ ترینِ لحظات عمرمِ...هویزه...تو وصف ناپذیری ای عشــــــــــقِ نور...


http://khadem.blog.com/files/2013/02/IMG_6804.jpg

بیخیال همه چیز...بیــــــــا برایت بگویم از خودِ نـــــــــــــور...از شبی که تک تک سلول

هایم اشک ریختند...از لحظه ای که برادرِ شهیدم را پیدا کردم...انگار همین دیشب

 بود...نشسته بودم آن گوشه...زل زده بودم به "او"...آن جا بود...آخرین ردیف...آن

پایین...همان که اول از همه بوسیدمش...آهــ...همان آخرین "جــــــعـــبــه"...به هم

 قول دادیم...باهم عهد بستیم..."من"قولِ ترکِ گناه وسرباز شدن..."او"قولِ دعا کردن

واسه"من"

معراج شهدا...وداع با شهیدان گمنام...



ان شالله نصیب همه تون زیارت کربـــــــــــلای ایران

پ.ن:تصویر هر مکان رو بالای نوشتش گذاشتم


مرتبط با : "من"نوشت غریب نوشت
برچسب ها : شلمچه.هویزه.اروند رود.راهیان نور.معراج شهدا.شهیدگمنام.گمنام.گمنامی.سربازشدن.قول.عهد.حس عجیب.غروب هویزه.شهید.دفاع مقدس.بهشت زمین.-
نویسنده : من
تاریخ : دوشنبه 26 آبان 1393
زمان : 04:18 ب.ظ
حرفای خودمونیِ ما دخترا
نظرات |

 

 

"من"نوشت:
دیگه صحبت از اینکه حجاب وچادر یه اصلی هست که مالِ ایرونی هاست یکم خنده داره...تقریبا همه این رو میدونن که حجاب با اسلام به ایران نیومده و ایران وایرانی از همون روز اول بااصل "حیا" شناخته شدن...
بازم اگه کسی توی این مورد تردید داره من میتونم راهنماییش کنم
میدونین دخترا نیومدم اینجا یه پست درباره ی حجاب واینجور مسائل بذارم...اومدم یکم خودمونی حرف بزنم...یکم از اون چیزایی که اون ته ته دلمون مونده بگم...امروز روزِ اول سال تحصیلی بود و من خیلی دلم گرفت...دلم گرفت از این همه تفاوت و این همه...چی بگم...دلم گرفت از دخترای با حیایی که حجاب نداشتن...
هیچ وقت دلم نخواسته به کسی بگم بی حیا ونمیگم...شاید مابین این همه آدم،آدمای بی حیا خیلی باشن اما ما نمی تونیم قضاوت کنیم...بخاطرهمین میگم باحیاهایی که حجاب نداشتن...دلم خیلی گرفت چون ما خیلی راحت از کنار خیلی مسائل رد میشیم بچه ها...اصولا چیزی که مهمه حیاست نه حجاب...خیلی ها باحجاب اند اما حیا ندارندباطرز حرف زدن راه رفتن ثابت میکنن حیا ندارن...خیلی هاهم بدحجاب اند اما با حیاحالاطرز فرهنگ خونواده ودوستاو...باعث شده این نوع پوشش رو انتخاب کنن...بیاید مبنای دوستی هامون رو حیا بذاریم...مبنای زندگی مون رو...آدم وحوا که از بهشت رونده وبی حجاب شدن حیا داشتن که رفتن سراغ لباس...
خواستم بگم توی این بازار شلوغِ آدما دنبال هرچی که هستی مطمئن باش هیچ کس نیست که خواهان حیا نباشه...خواهش میکنم مراقب خودت و زیبایی هاو ارزش هات باش...همیشه به این فکرکن که مردم توی ذهن شون چقدر برات احترام قائل هستن...بزرگا میگن بی حجابی معلوله،علت نیست،علتش بی حیاییِ...اما من میپرسم چرا حجاب رونمیخوای دوستِ من؟
چرا من بگم،بیا باهم ببینیم اطرافیانمون،فلاسفه راجع به حیا و حجاب چی میگن:
برتراند راسل:مایه تاسف است که به آسانی بتوان به زنان دست یافت...
ویلیام جیمز:مردجوان به دنبال چشمان پرازحیا است...
وندی شلیت:افرادی که دربرابرغریبه ها برهنه هستند چیزی برای نشان دادن به محبوب خود باقی نمی گذارند.


چارلی چاپلین:دخترم هیچ کس وهیچ چیزدیگر را دراین جهان نمی توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن پای خود را به خاطرآن عریان کند...
ویل دورانت:زنان دریافتند که دست و دل بازی مایه طعن وتحقیر است...(ببین این جمله رو چه زمانی گفته و ماهنوز اینو نفهمیدیم...)
دوستِ من...چرا قدر خودت رو نمیدونی؟قسم میخورم ارزش تو بیشتراز اینه که اکثرزیبایی هاتو به همه نشون بدی...ارزش تو بیشتراز اینه که نصف وقت روزانه تو بذاری پای دوستی با کسی که خودت خوب میدونی مال هم دیگه نیستین...ارزش تو بیشتراز اینه که ذهنت گفتارت رفتارت توام با بی حیایی باشه...گلِ من دختر یعنی حیا...فرق آدم وحیوون حیاست وگرنه حیوون هام یه درجه از تعقل رو دارن...ارزش خودت رو بدون
بیاین حیا رو از دخترخانومی یادبگیریم که در عین اسارت به عمرسعد فرمود:بگو این سرهارو جلوی ما وارد شهرکنن تا مردم توجه شون به اونا جلب بشه وبه حرم رسول الله(ص)نگاه نکنند...

پ.ن:این دنیا مث برق میگذره حواسمون هست ما جوونا؟چرا گناه؟چرا می فروشین دین تون رو؟قرآن میگه این دنیا بازیچه وسرگرمیه...معصوم(ع)میگه این دنیا درمقابل آخرت مثل چشم برهم زدنِ...اصلا بیخیال همه چیز...


حرفِ خدات برات مهم نیست؟

 



مرتبط با : دخترونه نوشت
برچسب ها : حیا-بندگی-دخترونه-دخترونه نوشت-حیاو دختران-خودمونی نوشت-حجاب-
نویسنده : من
تاریخ : یکشنبه 18 آبان 1393
زمان : 08:57 ب.ظ
بخاطر کی؟
نظرات |


"من"نوشت:

این روزها وقتی به خیلی از دوست هام میگم:فلانی چرا موهاتو جلوی آقایX نمی پوشونی،یا چرا لباست بدن نماست،ویا...
میگه:بخاطر اون که موهامو درست نکردم/بخاطر اون که نپوشیدم
به خاطر دل خودم پوشیدم...

میخوام بگم،آبجیِ گلِ من
مطمئن باش خداهم میدونه کی واسه دلِ خودش آرایش کرده کی واسه دیگران
و واسه هرکدوم هم یه مجازاتی در نظر گرفته چون هر دوشون حرف خدارو زیرپا گذاشتن
همه ی ما فکرمیکنیم جهنم اینطوریِ که همه مون رو میکنن تو آتیش تا بسوزیم
اما اینطورنیست،نوشته های زیر مصداقی از این حرفِ...

درحدیث معراج از رسول خدا(ص) نقل است:یاعلی شبی که مرا به آسمان بردند،زنانی از امت خود را در عذاب شدید دیدم پس از شدت عذاب آنها گریستم

زنی را دیدم که به موهایش آویخته شده بود و مغزسرش چنان می جوشید و آن زنی بودکه موی خود را ازمردان نامحرم نمی پوشانده است...

زنی را دیدم که گوشت بدن خود را می خورد وآتش از زیرش شعله می کشید وآن زنی بود که برای مرد اجنبی زینت می کرده است...

وزنی را دیدم که گوشت بدن او از جلو وعقب با قیچی های آتشین پاره پاره می شد وآن زنی بود که خود را به مردان نامحرم عرضه می کرد تا به او رغبت کنند...

می بینید بچه ها،عذاب ها فرق میکنه...اون دنیا خیلی عادلانه قضاوت میکنن مابین آدم ها...بچه ها...مراقب خودتون باشین...بخاطرکی؟



ایمان خیلی قشنگه،تقوا خیلی شیرینه...این رو منی که هم بدی رو تجربه کردم هم خوبی رو دارم میگم...چرا دروغ،منم یه زمانی خیلی بد بودم،خیلی گناهکار بودم...اصلا میتونم بگم 90%کسایی که الان میبینیم که نگاه از نامحرم میگیرن و راه شون رو از گناه جدا کردن؛کسایی بودن که یه زمانی تو راه گناه قدم میزاشتن...اینا میدونن بدی وگناه چه طعم زشتی داره...اینا دیگه هیچ وقت به عقب برنمی گردن..."ان شالله"

پیامبر(ص) می فرمایند:کسی که نظر به نامحرم را ازخوف خداوند ترک کند،خداوند به او ایمانی می دهد که شیرینی آن را در قلبش می یابد.

امام علی(ع) فرمودند:انسان پاکدامن نزدیک است فرشته ای از فرشتگان خداوند شود

حجاب(عمدا میگم حجاب چون حجاب یه معنی وسیع تر از پوشش داره،حجاب گفتار،حجاب اعمال و...)دستور خداست،خواسته ی خداست...همه ی ما خدارو دوست داریم...همه ی ما میدونیم چقدر بزرگه...میدونیم اولین وآخرین  اونه...پس چرا بخاطرش حجاب نکنیم؟چرا؟یعنی خدا بیشتر از خودمون ارزش نداره؟
کاش همه بدونیم حجاب یه ارزشِ...یه حسن،یه کمال...کاش بدونیم چقدر ارزشش بالاست...

پیامبر(ص)می فرمایند:آن هنگام که پوشش،سرزنی باشد،ارزش آن از دنیا وآنچه درآن است بیشتراست.



حرفِ آخر:

زمانی که حضرت آدم وحوا(ع) ازمیوه ی اون درخت خوردند،از دست دادن پوشش شون،مجازات نافرمانی از حرف خدا بود
حالا ما به کجا رسیدیم که خودمون پوشش مون رو نصفه نیمه کردیم...به کجا رسیدیم که بابت بدحجابی باید مجازات بشیم...
حیا خواسته ی فطری انسان هاست...ما هنوزم ادعای انسانیت داریم...؟


مرتبط با : دخترونه نوشت
نویسنده : من
تاریخ : پنجشنبه 10 مهر 1393
زمان : 07:43 ب.ظ
سنتِ قشنگ
نظرات |



امام صادق(ع):

هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت‏ به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند مى‏فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بى نیازشان مى‏کند.

پیامبر(ص):

هر که با زنى به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وى واگذار مى‏کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائى‏اش ازدواج نماید، در او چیزى را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وى به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامى این مزایا را براى او جمع مى‏کند. ﴿من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱﴾


منبع احادیث بیشتر: بولتن


"من"نوشت:خیلی از دوستان هستند که بخاطر اینکه فکر میکنند "شاید"ازنظر مالی توی مذیقه قراربگیرند!قید ازدواج رو میزنند...یادتون باشه با این طرزفکر دارین به فضل خدای مهربون شک میکنین...
بعضی از دوستان هستن که کلا آنتی ازدواجن!شمام یادتون باشه نمیتونین از قانون خداوندو سنتی که انقدر بهش تاکیدشده ساده ردبشین...مطمئن باشین خیلی زودبه گناه می افتین...
بعضی از دوستان هم هستن فوق العاده سخت گیرن...درسته باید خیلی بادقت انتخاب کرد اما مواظب باشین وسواس انتخابی نگیرین...


ایشالله به زودی همه ی جوونا برن خونه ی بخت

سالـــــروز ازدواج بهتـــــــــــــــــــــــــــــرین هـــــــــــــــــــــا مبارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



مرتبط با : باهم نوشت
نویسنده : من
تاریخ : پنجشنبه 3 مهر 1393
زمان : 10:36 ب.ظ
زائرِ بارانی ام...
نظرات |

"من" نوشت:

یک آسمانِ ابری
یک قرارگاهِ روشن
حسِ غریبِ غربت

اینجا هوا بارانیست

یک آدمِ دلشکسته
یک دنیا گناه رو شانه
حسِ نجیبِ توبه

اینجا دلی بارانیست





سلام آقای مهربانی ها
حالتان خوب است؟این روزها دیگر حالی از دلِ غمگینِ ما نمی پرسی تا جواب گوییم...این روزها عجیب دلم گرفته است...انگار شما هم مارا فراموش کردید...ته دلم می دانم که این طور نیست آقا...ته دلم می دانم رئوف تر از آنید که رو برگردانید از ما...اما دلم کوچک است آقا،مدام بهانه ی شما را می گیرد...هی می گوید حرم...هی می گوید رضا(ع)...مگر همیشه برایت نگفته ام نرو از پیش من ملموس ترین...مگر همیشه نگفته ام از تو اشاره ای از من به سر دویدن...آقا کجایی پس؟...مگر نگفتند غریب می پسندی؟ببین چقدر غریبم...ببین این منم آقا...منم که این روز ها حتی خدا به من هدیه می دهد...همانی را که حتی توی خواب هم نمیدیدم...آقا پس هدیه ی شما کجاست...من که میدانم در راه است...من که میدانم این "من" ِ تنها را تنها نمی گذاری...آقا میخواهم نزدیک شوم به شما...من از این دوری می ترسم...من از روزی که رضارضا از زبانم بیفتد می ترسم...من از گناه می ترسم...شاید نهایت زیاده خواهی باشد ولی...می خواهم هدیه ام را خودم انتخاب کنم...یا رضا بگذار هدیه ام این باشد:امضای رضایت نامه ی دخول به کربلا...تولد شماست و من هدیه می خواهم...پیشِ شما رسم ها وارونه می شود...می خواستم هدیه دهم به شما قولِ ترک گناه را...دیدم بدقول می شوم مثل پارسال ها...مولا مرا ببخش...


باز هم دلم به مستحبی خوش است که جوابش واجب است

السلامُ علیکَ یا علی ابنِ موسی الرضا(ع)


مرتبط با : "من"نوشت غریب نوشت
برچسب ها : امام رضا.امام رضا(ع).دلنوشته امام رضا(ع).تولد امام رضا.امام هشتم.حرم امام رضا.عاشقی با امام رضا.غریب الغربا..دلنوشته.من نوشت.عاشقانه.عاشقی.زائر بارانی.باران.باران و امام رضا.زائری بارانی ام آقا پناهم می دهی.-
نویسنده : من
تاریخ : شنبه 15 شهریور 1393
زمان : 05:55 ق.ظ
روز آبجی هایِ نازم
نظرات |



.
.
دنیای ما دخترا

پراز احساسای قشنگِ

پرِ طیف های صورتی

 دردودلای یواشکی با خدا

نماز با چادرِسفید

گل انداختن گونه ها

زیر بارون خیس شدن

لبخندای واقعی

دوست دارم
های یهویی

پر از عشق های عاقلانه

.
.




مرتبط با : دخترونه نوشت
برچسب ها : روز دختر-دختر-دخترونه-دخترانه-مطالب دخترونه-دنیای ما دخترا-دخترا-
نویسنده : من
تاریخ : پنجشنبه 6 شهریور 1393
زمان : 12:27 ق.ظ
از اسارت
نظرات |


http://manzendeham.ir/photoNews/2037b8f4-3e3e-4e59-a38a-f08c1f7f8e6a.jpg

"من" نوشت:
کتاب فوق العاده ای بود...متفاوت ازتموم کتابای دفاعِ مقدسی که خوندم
وظیفه دونستم چند خطی شو بنویسم تا یادمون بیاد چی بوده وچی شده
چی بودیم وچی شدیم

در آغاز می خوانیم:

من زنده ام که فراموش نکنیم هنوز هم میثم پسرطلبه ی شهید حسین زاده(مفقودالاثر)هرشب،پشت درحیاط می خوابد که شاید یک روز پدرش بی خبر درخانه را بزندو او اولین نفری باشد که در را به رویش باز می کند.

من زنده ام که فراموش نکنیم جنگ،فقط جنگ سربازو ارتش نبود بلکه آن ها دامنه جنگ را تا مردم بی دفاع کشانده بودند وبا موسک های نه متری ودوازده متری،کوچه های دومتری را مورد اصابت قرار می دادندتا هیچ جان پناهی برای کودکان ومادران وغیرنظامیانباقی نگذارند.حالا چطور فرزندان ما باید باور کنند کشورهایی که اسلحه در اختیار صدام می گذاشتند،تغییر روش داده اند و دوستدار صلح  ومدافع حقوق بشر شده اند؟

کاش دنیا بداند گوشت تن رضا رضایی ازشدت شکنجه ها چنان شکافته بود که کابل های بعثی ها به استخوان های او می پیچید اما عطش شان فرو نمی نشست.بر زخم هایش نمک ریختند و باز راضی نشدند وتن شرحه شرحه اش را روی  خرده شیشه ها غلتاندند ودست آخر او را به برق وصل کردند.کاش دنیا جسم رضا را می دید وبه سازمان های بشر دوستانه هبوط انسانیت را نشان می داد.

کاش دنیا بداند
حسین صادق زاده که از برکت دست های او باغچه ی کوچک اردوگاه سبز می شد بر اثر ضربه ی کابل خون دماغ شد و آنقدر خون از دست داد تا شهید شد.راستی درکدام نقظه ی این دنیا درقرن بیستم کسی براثر خون دماغ می میرد؟

کاش دنیا بداند که آدم فروش ها وخائنان،محمد رضایی را به بهای یک پاکت سیگار فروختند و دودش را به هوا فرستادند و زیر برگ فوتش را امضا کردند که به مرگ طبیعی مرده.اما آنها که محمد را به دلیل شدت جراحاتش نمی توانستند غسل دهند،می دانستند حقیقت چیست...



گوشه چشمی از کتاب:

وقت آمارلعنتی،برادرها را در گرمای پنجاه درجه که خورشید وسط آسمان بود،روی دوپا می نشاندند ومشتی سرباز بی سواد که شمارش عددیک تا صد وجمع هفت وهشت را نمی دانستند آنها را با ضربه های کابل می شمردند.صدای شکستن استخوان های شان درهم می آمیخت وگوش هایمان را می خراشید ودل هایمان را ریش می کرد.پیراهن هایشان را می کندندوکابل هارا طوری فرود می آوردند که با هرضربه خون از تن برادران جاری می شدوآن ها باید همچنان روی دوپا می نشستند وباچشم های باز به خورشید نگاه می کردند.خون واشک از چشم هاو صورت شان فرو می ریخت.(زجرکشیدم با این قسمت از متن)

+1:این پست درجواب دوستانی که حسابی بهونه میگیرن واسه سهمیه دانشگاه و...میخوام بگم کسی که عزیزش اینقدر زجرکشیده نوش جونش هرچی تسهیلاتِ
+2:بنا به دلایلی  لینک ها حذف شدن...ازهمه ی دوستان عذر میخوام...همه آزادن لینک منو حذف کنن...
+3:بعد از خوندن این کتابِ که فهمیدم چرا ما توی بیداری اسلامی الگوییم...


مرتبط با : باهم نوشت
برچسب ها : من زنده ام-کتاب من زنده ام-کتاب من زنده ام معصومه آباد.معصومه آباد.دفاع مقدس.اسارت.خاطرات دوران اسارت.خاطرات.خاطرات معصومه آباد.جنگ.دفاع8ساله.اسارت4دختر ایرانی-
نویسنده : من
تاریخ : یکشنبه 2 شهریور 1393
زمان : 09:41 ب.ظ




( تعداد کل صفحات: 2 )

[ 1 ] [ 2 ]




 

شارژ ایرانسل

فال حافظ